علی اصغرعلی اصغر، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 7 روز سن داره
سلماسلما، تا این لحظه: 8 سال و 6 ماه و 16 روز سن داره

علی شازده کوچولوم

آمووزش فلش کارت...

سلام منینم گول اوغلوم ... مامانی خیلی وقته میخواستم این پست رو بنویسم برات ولی نمیدونم چرا تنبلی میکردم قبلا هم گفته بودم که فلش کارت های آموزشی خریدم برات که خیلی روست داری هم جنبه بازی داره هم اینکه کلی چیز یاد گرفتی ... گلم روزی یه ساعتی باهم تمرین میکنیم و پسر باهوش من زود همه رو یاد میگره ... عسلم از بین این بسته ها حیوانات و میوه ها رو خیلی خوب یاد گرفتی و چند روز دیگه هم رنگها و اشکال هندسی رو شروع میکنیم... آفرین پسر زرنگ و باهوش من.. اینارو گداشتم واسه آخر چون فکر میکنم زود باشه برات .... مامانی ایشالا روزی کتاب های درسیتو باهم کار کنیم که هم ب...
7 شهريور 1393

ما اومدیم...

سلام پسر گلم و دوستای خوبم بلاخره ما اومدیم با کلی تاخیر کلی حرف و عکس ... اول از عید فطر بگم که رفتیم باغ و با مهمونامون که حدودا چهل نفر بودیم دو شب موندیم باغ و خوش گذرونیدم و زدیم و رقصیدیم یعنی چه انرژی داشتیم و خبر نداشتیم تا ساعت 3 نصف شب یه ریز رقصیدیم البته تا یه هفته بعدش خسته و کوفته بودیم شماهم هزار ماشالا وقتی باغ هستیم یه پسر گل و خوش غذا حرف گوش کن از تلوزیون و گوشی بی خبر فقط با بچه ها بازی کردی و خوش گذروندی آخه مامان فدات بشه منم از این چهار دیواری آپارتمانی خوشم نمیاد بچه باید تو فضای باز بازی کنه خلاقیت به خرج بده تو بازیش وقتی باغیم راحتت میزارم با آب و خاک و حتی با نظارت بابایی تو روشن کردن اجاق و بلال پختن کم...
23 مرداد 1393

عیدسعید فطرمبارک

سلام دوستای خوبم عید همتون مبارک ...ایشالا که طاعات و عبادت های هممون قبول درگاه حق قرار بگیره پسملی گلم امروز دوشنبه داریم میریم باغ پدر جون ایشالا با کلی عکس برمیگردیم دوستتون داریم خیلی زیاد دوستای خوبمون
6 مرداد 1393

علت نایاب بودن ما

سلام دوستای خوبم و پسملی گلم ... مامانی علت این که بازم بین پوستامون فاصله افتاده نبودن وقت من و یا تنبلی نیست آخر سر در حین بازی لپ تاپ بلایی سرش آوردی کی هیچ برنامه ای رو باز نمیکنه الانم با گو شیم اومدم چند خط نوشتم بابایی هم هنوز وقت نکرده بده درست کنن ایشالا سر فرصت خدمت میرسم بای بای
5 مرداد 1393

روزانه های علی جونم...

سلام نازنینم خوبی خوشی خدارو شکر دوستای خوبم ایشالا که شما و گل های دوست داشتنی هاتونم خوب باشه نماز و روزهاتون قبول ... نفس مامان چون این روزها روزه ام زیاد حوصله نمیکنم بیام برات بنویسم الان خونه نیستی از فرصت استفاده کردم این پست رو دارم مینوسم آخه اینم بگم اصلا اجازه نمیدی به لپ تاپ دست بزنم با اخم ازم میگیری میگی مال منه بابایی برام بازی زده منم تسلیم میشم و چون راضی نیستم زیاد بازی کامپیوتری کنی لپ تاپ رو قایم میکنم تا بازی دیگه ای سرگرم بشی... اینجا داری با علی رضا جون ایکس باکس بازی میکنی... عزیزم  از اول ماه رمضون دو بار خونه مامان جون رفتیم افطاری و چند باری خونه مادر و یه بارم خونه پسر عمه بابا...
16 تير 1393